نه حتی مشت و مالی
تا رفع شود این گرفتگی های طولانی
خسته
و نه حتی گریزگاهی برای لحظه ای آسودگی خیال
نامش چه بود ؟ آرامش ؟؟؟
خسته
و نه حتی آغوشی گرم از آرزوی رفع خستگی هایم
کاش اینها همه یک قولنج ساده باشد
کاش به ناگاه با یک بشکن ساده همه چیز روبراه شود
و من
من خم شده ی چروکیده ، باز شوم ، بشکفم ...
....
برچسب: خسته ام,خسته,خسته شدم,خسته نباشید,خسته نباشی,خسته نباشید به انگلیسی,خسته دلان,خسته ام از این کویر,خسته به انگلیسی,خسته گیا,
نویسنده: کیانوش سامانی