بسیار برایم بنویس
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 10:58
بسیار برایم بنویس ... به نام تو ... گاهی برایم بنویس از عشق ، از ما ، از روزهای پیش پا ، از روزهای پیش رو ... گاهی برایم بنویس ، دلم از آن نوشته های پر استعاره میخواهد ، پر از تشبیه به چیزهای خوب ... دلم میخواهد از تو بخوانم ، از قلمت ، از قلبت ... دلتنگ حرفهای قشنگم ،حرفهای تازه ، کلمات نابی که وقت...
آغاز فصل دوم
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 10:58
به نام تو و عشق ... با اجازه از فردوسی بزرگ ، بسی فکر کردم در این سال سی سعادت نیست چیزی جز عشق و راستی ...................... امسال هم رکورد سال گذشته رو زدم و این بار ٣٠ ! پنجمین روز دی ماه , ماه من , اولین روز از تولد دوباره ی من در سال پیش رو !!! کودکانه و فارغ از تمام دغدغه ها روز تولدم را دوست...
دور خواهم شد
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 11:24
... تمام حرف هایت را ،واژه به واژه به ذهن خواهم سپرد ... تمام زخمهایم را هرروز به یاد می آورم ... لباس بی تفاوتیم را بر تن خواهم کرد و از تو ، نزدیک دور خواهم شد .... نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم آذر ۱۳۹۴ توسط قلبم
...
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 22:58
.... هیچوقت نیا .... نباش ... اما تظاهر به اهمیت دادن نکن ... آدمها از اینکه بازی داده بشن میشکنن نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۴ توسط قلبم
موفقیت
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 22:58
به نام تر , ای ناب ای نایاب ...... بعضی وقتا یه نقطه هایی هستن که منتظرن تا تو یجوری ازشون رد بشی , شاید از یک مسیر پر پیچ و خم عبور کنی که فقط یه نقطه از مسیر روی همون نقطه ی منتظر افتاده ... در هر حال از اون نقطه میگذری , اون نقطه با تو بزرگ میشه... پهن میشه , سطح میشه , کم کم حجم می
بسیار برایم بنویس ...
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 22:58
به نام تو ... گاهی برایم بنویس از عشق ، از ما ، از روزهای پیش پا ، از روزهای پیش رو ... گاهی برایم بنویس ، دلم از آن نوشته های پر استعاره میخواهد ، پر از تشبیه به چیزهای خوب ... دلم میخواهد از تو بخوانم ، از قلمت ، از قلبت ... دلتنگ حرفهای قشنگم ،حرفهای جدید ، کلمات نابی که وقتهای عاشقی میرویند ،
رو به هیچ ...
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 22:58
به نام تو ای ناب ، ای نایاب ... باز نشسته اند پشت پنجره ی روح این پرندگان ذهن ... سوز می آید ، باید ژاکتی تن کنم فکر را ... بلند می شوم ، می پرند ، دور می شوند... مانده ام کنار یک پنجره رو به هیچ ... نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۹۴ توسط قلبم
دور خواهم شد
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 22:58
... تمام حرف هایت را ،واژه به واژه به ذهن خواهم سپرد ... تمام زخمهایم را هرروز به یاد می آورم ... لباس بی تفاوتیم را بر تن خواهم کرد و از تو ، نزدیک دور خواهم شد .... نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم آذر ۱۳۹۴ توسط قلبم
آغاز فصل دوم ...
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 22:58
به نام تو و عشق ... با اجازه از فردوسی بزرگ ، بسی فکر کردم در این سال سی سعادت نیست چیزی جز عشق و راستی ...................... امسال هم رکورد سال گذشته رو زدم و این بار ٣٠ ! پنجمین روز دی ماه , ماه من , اولین روز از تولد دوباره ی من در سال پیش رو !!! کودکانه و فارغ از تمام
هوس
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 22:58
به نام تو ، عشق .... دلم قدم زدن هوس دارد و یک هوای بارانی ،میخواهم لبریز شوم از آسمان ... نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۴ توسط قلبم
همسکوت
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 22:58
همسکوت به نام تو ... ...... همصحبت های خوب غنیمت اند همسکوت های خوب معجزه ... نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۴ توسط قلبم
دریا
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 22:58
.... دلم دریا میخواهد از آن دریاهای دور که تا ته ته تهشان دلتنگی موج میزنداز آن دریاهای کبود از درد دلهای همیشه ی من...از آن دریاهای خیس.... نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۴ توسط قلبم
قلب تو ، ساز من ...
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 22:58
به نام نامی عشق ... ناب و نایاب ... در تو ، سازی هستکه هوا مینوازد برای نفس کشیدنم ...تپش های ساز تو ، موسیقی متن تمام خوابهای من است ... یارم دوستت دارم ... نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم اسفند ۱۳۹۴ توسط قلبم
دوردستها
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 4:33
به نام آرزوهایم ... کاش باد مرا می برد تا دوردستها تا آنجا که دلم خوش شود به سفر و همسفر ...
خیال باف ...
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 22:04
به نام خدای آرزوهایم ... ... خیال می بافم ، تبسمی گره میخورد بر لبانم خیال می بافم ، شبنمی میروید بر گوشه ی نگاهم خیال می بافم ، لب میگشایم ، پلک میزنم ، رج به رج می شکافم ... تمام می شوم هیچ !!!
آرزو
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 22:04
از بین تمام آرزوهایم ، تو فقط بودنت را براوردی ... و من در آرزوی یک سفر خوب و یک همسفر خوب خواهم مرد این از مضرات بودن توست !
خسته
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 22:03
به نام من خسته نه حتی مشت و مالی تا رفع شود این گرفتگی های طولانی خسته و نه حتی گریزگاهی برای لحظه ای آسودگی خیال نامش چه بود ؟ آرامش ؟؟؟ خسته و نه حتی آغوشی گرم از آرزوی رفع خستگی هایم کاش اینها همه یک قولنج ساده باشد کاش به ناگاه با یک بشکن ساده همه چیز روبراه شود و من من خم شده ی چروکیده ، باز شو...
برگشت ناپذیر
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 22:03
به نام خدای دلم کاش میشد برگردم به 10 سال پیش اونوقت همه چیز عوض میشد اونوقت من خوشحال تر از الان بودم مطمعنم من تنها با انتخابهای اشتباه تیشه زدم به ساقه ای که داشت جون می گرفت من باید برگردم و درستش کنم اما حیف هیچ ساعتی خلاف جهت نمیچرخه و من اینجا وسط این وجود برهوت شده ی خودم گیر افتادم .... خدا...